به بهانه7تیر
چرا حزب از حافظه تاریخی انقلاب پاک شد؟
🌷هر نهادی که شهیدی از دامان خود تقدیم انقلاب کرده، در حافظه جمعی ملت، محترمتر، خالصتر و به مسیر حقیقت نزدیکتر دانسته شده است. گویی خون شهید نه پایان، که آغاز هویتی تازه برای ان نهاد بوده است؛ مهر تأییدی بر درستی مسیر آن. اما در میان این نهادها یک جای خالی بزرگ همچنان به چشم میخورد.
🌷حادثه انفجار حزب جمهوری اسلامی که در آن مغزهای متفکر و ارکان فکری و اجرایی انقلاب به خون خود غلطیدند، چرا به نام و تشخص حزب پاس داشته نشد؟ بلکه به عکس از تجربه حزب همیشه با بدنامی یاد میشود و منع شدیدی از طرف مسئولین بخشهای مختلف از حرکت حزبی وجود دارد
🌷شهید آیتالله دکتر بهشتی، یکی از برجستهترین نظریهپردازان نظام اسلامی نخستین فقیهی بود که در اندیشه سیاسی اسلام بهصورت نظاممند از حزب سخن گفت و آن را نه ابزار رقابت که ساختار عقل جمعی در مدیریت جامعه دانست. او حزب را نه محل نزاع قدرت بلکه نهاد مسئولیتپذیری مؤمنانه میخواند.
🌷 حزب برای او «معبد» بود. جایگاه تعالی، آموزش، تربیت و نه رقابت. بهشتی باور داشت که سیاست اسلامی در جهان مدرن بدون تحزب ممکن نیست. حکمرانی امروز به تعبیر او جز از مسیر تحزب درست نمیگذرد. زیرا تنها حزب میتواند میان مردم و حاکمیت، میان اراده و اجرا پیوندی مداوم پدید آورد. در نگاه او تشکل سیاسی سالم ادامه منطقی امتسازی است. همان امت متشکل بر محور امام.
🌷با این همه پرسش دردناک باقی است. چرا پس از شهادت او خبری از تکثر اندیشه حزب آنگونه که او جلودارش بود، دنبال نشده؟ چرا خون آنان درخت حزب را در جمهوری اسلامی سیراب نکرد؟ آیا این حذف نام حزب تنها یک غفلت تاریخی بود یا بخشی از تلاش برای بهحاشیهراندن اندیشه تشکلیافتگی در سپهر سیاست انقلاب؟